پا تو کفش شعرا
پا تو کفش شعرا
( این دفعه ” حافظ ” )
“یارب آن نو گل خندان که سپردی به منش ”
گو نخندد که رسد بوی بدی از دهنش !
********
” زبان خامه ندارد سر بیان فراق ”
بکوب کلّه این خامه را به طاق اتاق !
********
” ای دل ریش مرا بر لب تو حق نمک ”
یک نفر می کشد از آن سر دیوار سرک !
********
” هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک ”
اگر که مادر تو نیست بینشان ، ندارم باک !
********
” اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول ”
یقین نما که گرفته است ، شهرداری از من پول !
*******
” خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم ”
از گشادی که گذشت ، یک گُله شادی طلبیم
*******
” تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است ”
ای به فدای آن مداد ، این چه سیاه کردن است !
*******
” دلم رمیده شد و غافلم من درویش ”
به دشت سینه من می کشد عیالم خیش !
*******
” مرا می بینی و هردم زیارت می کنی دردم ”
طبیبا این چه درمان است آخر من کم آوردم
*******
” دست از طلب ندارم تا کام من بر آید ”
یا در رود ز دستم ، یا گاو من بزاید !
*******
“چل سال رفت و بیش که من لاف می زنم ”
بس حرفها برای عده ای علاف می زنم !
*******
” خوش خبر باشی ای نسیم شمال ”
گرچه در ما نمانده دیگر حال !
*******
” حالیا مصلحت وقت در این می بینم ”
بشکنم این قلم طنز و فرو بنشینم !
آذریار مجتبوی نایینی
September 5th, 2006 at
خيلـي خوب بود.