شعر بيخطر!
زنم درون خلوتم دوباره ” جيغ” ميكشد
و دخترم خفيفتر
سه چار “ويغ” ميكشد!
و از پسر مگو كه ميزند لگد
به گيجگاه شعر من
***
سپاه واژگان شعر خويش را
دوباره نظم ميدهم
… بگويم از كدام در
كه باشد اين زمانه بيخطر- مَطَر؟!
ز قبض آب و برق و گاز؟
ز وعدههاي بر نخيل و دست كوته نياز؟
ز قرض و قولههاي خود؟
ز نرخ لوبيا عدس و يا نخود؟
ز گوش كر؟
ز حرفهاي بيثمر؟
و يا ز مطلبي دگر؟
… وليك نه
كه دست شعر بنده كار ميدهد
و سقف متروي دلم سپس نشست ميكند
و از همين جهت قلم
ضرورتاً !
” نوكم شكست” ميكند!
آذریار مجتبوی نایینی
سال چهارم | مجله شماره ۱۲۹ هفته نامه گل آقا
October 1st, 2007 at
سلام.تا الآن نمی دانستم شما هم وبلاگ دارید.خواندن دوباره شعرهای زیبایتان برایم لذت بخش بود…
http://www.bbgoal.com
(رویا صدر) (بی بی گل