پست های قبلی شاخه 'Uncategorized'
Saturday, January 19th, 2008
در کویـر تشنه من ماهـی شدم !
عاقبت دیدی که من راهی شدم ؟
شعله عشقی که سر زد از دلم
آتشـی افکنـــد بر جان گِلـم !
جان که باید جامه جانان شود
سرّ حق در بطن آن پنهان شود
اینک اما سر گرانی می کند !
شور و حالی آن چنانی می کند !
آتش عشقـی زجانم سر کشیـد
مرغ ذهنم سوی جانان […]
شاخه: Uncategorized | 5 نظر »
Thursday, December 20th, 2007
اگر مست تـوام ، مستــی خوشـم باد !
اگر” یونس” منم ، ” هستی ” خوشم باد !
ببخشایــد اگـــــر ” قدسی ” جهــــانـــی
ز پابنـــد جهان رستـی ، خوشـــم بــاد !
شاخه: Uncategorized | 0 نظر » »
Thursday, December 20th, 2007
اگر دریا تویی ، ساحل نخواهم
اگر مستم تویی ، عاقل نخواهم
اگـر سازنــــد دنیایـی برایـم
بجز آغوش تو ، منزل نخواهم
شاخه: Uncategorized | 0 نظر » »
Tuesday, December 18th, 2007
رها کردی مرا ، من خسته بودم
گشودی چون قفس ، پر بسته بودم
بگفتی : شوق پروازت کجا رفت ؟
ندیدی بال و پر بشکسته بودم ؟!
25/9/86
شاخه: Uncategorized | 1 نظر »
Saturday, October 20th, 2007
با دلی غمگین و چشمانی اشکباربه سوگ شاعر ، نویسنده و طنزپرداز توانای کشورمان شادروان حسین گلستانی می نشینیم که با ” توفیق ” آغاز کرد و با ” گل آقا ” به پایان برد.فقدان قلم توانای اوبرای جامعه طنز نویسان خسران و خصلت و منش انسانیش برای ما که سالهای بسیاری در هفته نامه ، ماهنامه […]
شاخه: Uncategorized | 4 نظر »
Tuesday, October 2nd, 2007
شاخه: Uncategorized | 0 نظر » »
Tuesday, October 2nd, 2007
یک سال از درگذشت غم انگیز شاعر ، نویسنده و طنز پرداز توانای کشورمان ” عمران صلاحی ” سپری گردید. هنرمندی مردمی و انسانی شریف که یاد و خاطره اش در دفتر فرهنگ و هنر این مرز و بوم تا ابد جاودانه خواهد ماند.
شاخه: Uncategorized | 1 نظر »
Tuesday, October 2nd, 2007
به خدا سوگند اگر برخوردم به مالی که به کابین زنان داده شده و کنیزان با آن مال به مالکیت در آمده باشند بی درنگ آن را به بیت المال و صاحبانش بر خواهم گرداند چه در عدالت گشایش است ! کسی که عدالت او را به مضیقه و فشار گذارد بیدادگری البته بیشتر دچار […]
شاخه: Uncategorized | 0 نظر » »
Monday, September 3rd, 2007
زنم درون خلوتم دوباره ” جيغ” ميكشد
و دخترم خفيفتر
سه چار “ويغ” ميكشد!
و از پسر مگو كه ميزند لگد
به گيجگاه شعر من
***
سپاه واژگان شعر خويش را
دوباره نظم ميدهم
… بگويم از كدام در
كه باشد اين زمانه بيخطر- مَطَر؟!
ز قبض آب و برق و گاز؟
ز وعدههاي بر نخيل و دست كوته نياز؟
ز قرض و قولههاي خود؟
ز […]
شاخه: Uncategorized | 1 نظر »
Sunday, September 2nd, 2007
با اجازه “سهراب سپهري”
آب را ول نكنيم!
آب را ول نكنيم
شايد آن بالاها
آدمي شيك و تميز
” بنز ” خود را دم در ميشويد
يا كمي بالاتر
در حياطي كه ندارد سر و ته
يك نفر دارد استخرش را
پر ميسازد!
آب را ول نكنيم
شايد اين مايه جان
ميرود تا كه بشويد در و ديواري را!
مردم ” بالا دست ”
خانههاشان چه جلايي دارد
و […]
شاخه: Uncategorized | 0 نظر » »
>