پا تو کفش شعرا
( این دفعه وحشی بافقی )
” زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود “
دولت به مهرورزی در عالم چنین نبود
*********
” هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود “
بی خودی در فکر نان و آب هر روزش نبود
*********
” نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد “
چغندر پخته گردد بعد از آن اسمش لبو باشد
*********
” گر چه می دانم که می رنجی و مشکل می شود “
فرصتی در نقـد دولت باز حاصل می شود ؟
*********
” شهر بیم است کزین حسن پر آشوب شود “
گر کسی نقد ز دولت بکند چوب شود
” یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد “
خاتمی هرگز به نقادان خود دعوا نکرد
*********
” کجا در بزم او جای چو من دیوانه ای باشد “
برای بی پناهان ، ای وزیر مسکن آیا خانه ای باشد ؟
*********
” هر که یار ماست میل کشتن ما می کند “
این زنم با من چرا هر روز دعوا می کند
*********
” دوش اندک شکوه ای از یار می بایست کرد “
گر نبندند این در نشریه را ، بسیار می بایست کرد
*********
” در راستۀ ناز فروشان که بتانند “
جیب من بیچاره بگیرند و تکانند
*********
“به لب بگوی که آن خندۀ نهان نکند “
خدا کند که کسی ” سوخت ” را گران نکند
*********
” ای دل بی جرم زندانی ، تو در بندی هنوز “
توی زندان طنز می گویی و می خندی هنوز ؟
*********
” بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش “
کر شده گوش بنده از عربده های خواندنش
*********
” عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده ایم “
بس که گول وعده های خوب یاران خورده ایم
آذریار مجتبوی نایینی ( بچه نایین )